پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
127
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
و اسامى رجال طبقهء دوم را اينگونه گزارش مىكنند : 1 - عون ، پسر عبداللّه جعفر طيّار ، زادهء زينب ( س ) عقيلهء قريش . 2 - محمّد ، پسر عبداللّه جعفر طيّار ، زادهء حوصاء . 3 - مجمع بن زياد جُهنى . 4 - عباد بن مهاجر بن ابى المهاجر جُهنى . 5 - عقبة بن صلت جُهنى . 6 - زُهير بن قيس انمارى بحيلى . 7 - سليمان بن مضارب بن قيس انمارى بحيلى . 8 - يزيد بن زياد بن مهاصر ابو شعثاء كندى بهدلى . 9 - جندب بن حُجير كندى . 10 - حباب بن عامر بن كعب تيمى . 11 - نافع بن هلال جملى . 12 - ابوثمامهء صائدى . « 1 » و عدّهاى از اين استقبال كنندگان ، بعد از برخورد امام ( ع ) به لشكر دشمن و پيش از پياده شدن به كربلا رسيدند : 13 - مسلم بن كثير عرج ازدى . 14 - رافع مولى مسلم . 15 - عمرو بن خالد صيداوى . 16 - سعد مولى عمرو بن خالد . 17 - مجمع بن عبداللّه عائذى . 18 - عائذ بن مجمع . 19 - جنادة بن الحرث مذحجى مرادى . 20 - واضع تركى ، مولى حرث . 21 - دليل راه ، طرّماح به عدى طائى . « 2 » يكى از ويژگىهاى عمدهء اين اثر ، پيامهايى است كه مؤلّف به تناسب هر مقام و در رابطه با راهيان كربلا و شهداى روز عاشورا ، زيب كتاب خود كرده است . اين پيامها ، هم از نظر عاطفى و هم از بُعد اجتماعى و سياسى حرفهاى زيادى براى گفتن دارند . مثلًا در ضمنِ مرورى گذرا بر زندگى قاسم بن حبيب ازدى - كه در زيارت ناحيه به او سلام مىفرستيم - اين پيام را براى دليل كاروان كربلا مىفرستد : اينان ستارگانىاند كه از پسِ ابر در آمدند ، و سپيدهاى هستند كه در پايان شب تاريك بردميدند . اينان خبر مىدادند كه در پسِ اين تيره شب و در ميان اين ابر سياه ، بسا همچو ما هست ، ولى اكنون دل آنها بيمار است ، پس از برخاستن ما براى يارى حق آن وجدانها دوران نقاهت خود را گذرانيده ، در پى ما برمىخيزند . جانا ! تو هم برخيز در هر زمان و مكان ( كه ) هستى به يارى حق برخيز و منتظر مباش كه حاضرين ، حالْ همنفس با تو شوند ، تو كه پيش افتى ، نسيمى از سيرِ سريع تو بر آنان مىوزد و سپيدهاى بر آنان مىدمد ، به روشنى آن برمىخيزند و به هواى كاروان مىدوند . « 3 »
--> ( 1 ) همان ، ص 198 . ( 2 ) همان ، ص 198 199 . ( 3 ) همان ، ج 3 ، ص 27 28 .